" سقف آزادی ملت ها  "

                                                     " سقف آزادی ملت ها  "

ملت ها سقف آزادی دارند. سقف آزادی بعضی ملت ها پرتاب گوجه فرنگی به بالاترین مقام سیاسی کشور است ، سقف آزادی بعضی ملت ها هم تیر خوردن در خیابان بدون هیچ دلیلی. در این سقف های آزادی متفاوت ، آزادی هم معانی متفاوتی پیدا می کند. 

-برای یک ملت آزادی نقد کردن محترمانه همه چیز( سیاست ، اقتصاد،ارزشها)است مثل  ملت آمریکا،کانادا،استرالیا،ژاپن،کره جنوبی واروپا.
-برای بعضی ملت ها نزدیک ترین تجربه ی آزادی انتشارچند نشریه باسانسورمطالب است . 
-برای بعضی ملت ها حریم خصوصی بی قید و شرط است مثل آزادی خوابیدن کنار دریا ، برای بعضی ها هم پوشیدن روپوش بالای زانو و روسری رنگی که یک کم عقب رفته باشد کلی آزادی است.

وقتی سقف آزادی کوتاه باشد، آدم های دراز  سرشان آنقدر به سقف می خورد که  حذف می شوند ، آدمهای کوتوله اما راحت جولان می دهند، بعضی از آدمهای دراز هم برای بقاءآنقدر سرشان را خم می کنند که کوتوله می شوند. آن وقت سقف ها مرتب پایین تر و پایین تر می آید و مردم دائما" بیشتر و بیشتر قوز می کنند. قهرمان شان می شودفیدل کاسترو،آزادی شان می شود راه رفتن توی پارک با دختر همسایه، زندگی شان می شوددروغ وتظاهر،تفریحشان می شودبچه دارشدن،سفرهاشان می شودویرانه های عراق وسوریه وپولهاشان صرف ایجادقمارخانه برای حاکمان عربستان می شود.

مفهوم آزادی:

1-تعریف آزادی دردوره مدرنیسم یعنی رفتاری که باعث رنجش دیگران نشود.
این تعریف کامل نیست زیراافرادمتعصب ومستبدازاینکه دیگران باآنهانیستندهمیشه رنجش دارند.

2-تعریف کاملترآزادی دردوره پست مدرنیسم(قرن21):حالتی که بتوان مقدس ترین اعتقادات وبالاترین مقام حکومتی رانقدکرد،به همه سلیقه ها،فرهنگهاواعتقادات احترام گذاشت ولی آزادانه آنهارانقدکرده ودرموردآنهاتحقیق نمود.

خط قرمزدرجامعه آزاد ترویج خشونت،بی مسئولیتی،خودبرتری ونفرت است.همه شهروندان باهرمذهب وسلیقه ای آزادی نقدوبیان دارند.نقدلازمه تولیدعلم بوده وضدفسادودشمن خرافات است.

 
 

" تصویر سازی ذهنی "

                                  تصویر سازی ذهنی 

در ارتش آمریکا عده ای تیرانداز ماهر رو انتخاب کردند. روان شناس ها تیرانداز ها رو به دو گروه A و B تقسیم کردند.
به گروه A گفتند:
شما از امروز به مدت یک ماه روزی یک ساعت میرید در میدان تیر و به سیبل شلیک می کنید. همه ی تلاشتون رو بکنید که تیرتون رو بزنید وسط هدف.


وبه گروه B گفتند:

شما یک ماه حق تیراندازی ندارید. اسلحه هاتون رو تحویل می دید به اسلحه خونه. روزی یک ساعت میشینید و چشم ها تون رو می بندید و در ذهنتون می بینید که به سمت هدف دارین شلیک می کنین و تمام تیر هاتون رو می زنید وسط هدف. ما گفتیم تصویر سازی حد اکثر یک ربع.

پس وقتی گفته شد روزی یک ساعت یعنی اینکه روزی چند مرحله انجام می دادن. یک ماه گروه A عملا تیر اندازی کرد و گروه B در ذهن تیر اندازی کرد.
بعد از یک ماه مربی های تیر اندازی از این ها تست گرفتن و دیدن گروه A نسبت به ماه قبل 10 درصد امتیاز هاشون بالاتر است و گروه B نسبت به ماه قبل 25 درصد بالاتر است.
گروهی که تمرین ذهنی داشت 15 درصد از اون هایی که تمرین عملی داشتند جلوتر بودند.

         با ذهنتون به خواسته تون فکر کنید

 

" مدیر کل محترم "

بنام خدا

جناب آقای دکتر سید جواد حسینی مدیر کل محترم آموزش و پرورش خراسان رضوی ؛

سلام علیکم

              درست است پانزده ماه از حکم غیر منصفانه و ناقض عدالتی که عده ای معدود که به زعم یکی از روسای جمهور پیشین " برادران قاچاقچی " و به تعبیر رئیس جمهوری دیگر " نیروهای خودسر " نام دارند علیه نگارنده به عنوان یک فرهنگی دارای سوابق روشن و انقلابی صادر و اجرایی کردند می گذرد . با وجود گذشت این زمان نسبتا" طولانی هنوز آثار این بی عدالتی در ذهن و خاطر حقیر و آشنایان به چون پرونده زنده و نمایان است .

حکم مذکور در تاریخ 27/12/93 توسط مراجع ذی صلاح نقض شده ولی چون بنده در دوران تحمل انفصال مصرح در آن بودم ناچار به تحمل زیان های مادی بودم ولی برای گردانندگان و عاملین آن حکم جز خسران معنوی و ندامت چیزی در پی نداشت چرا که هر انسان آزاده و آگاهی که خبر نقض حکم را می شنید ابراز خوشحالی می کرد و مسببین جریان را مورد لعن و نفرین قرار می داد .

جناب مدیر کل !!

جامعه تشنه ی آگاهی است و معلمین به عنوان وارثین رسالت انبیاء وظیفه ای سنگین در این باب بر دوش می کشند ،

" چون به تاسی از استاد شهید مرتضی مطهری بر این عقیده استواریم که هنر یک معلم نه تدریس و آموختن اندیشه هاست ، بلکه  تاثیر و آموختن هنر اندیشیدن است ".

اما لازمه ی انجام رسالتی چنین خطیر و مهم این است که به لحاظ حقوقی و به عنوان یک فرهنگی از پشتوانه و حمایت دستگاه عظیم تعلیم و تربیت برخوردار باشد . نباید اجازه داد شائبه ی امنیتی شدن فضای فرهنگ و آموزش معلمین آگاه و دلسوز را دلسرد نموده به گونه ای که هر آن احتمال آن برود که به خاطر آگاهی بخشی و بیان صرف عقیده به مراجع امنیتی یا قضایی احضار و بازداشت و زندانی شوند .

ارادتمند شما

محمد عابدینی

دبیر آموزش و پرورش بردسکن

 

https:://telegram.me/abedchem

" لحظه ای تفکر "

زندگینامۀ پررمز و راز رهبر داعش

 

از کوچه‌های بغداد تا خیابان‌های رقه

زمانی که بغدادی ستارۀ فوتبال بود


داعش و رهبر آن، ابوبکر بغدادی از واژه‌هایی بود که بیشتر از هر نامی و واژه‌ای در سال گذشته در فضای مجازی رد و بدل شد و در موتورهای جست‌وجوگر جا گرفت. اما بغدادی کیست؟ از کجا آمده چگونه توانسته اینگونه جهان را با نام خود به رعب و وحشت اندازد.

* درسال1971در شهر سامرا به ‌دنیا آمد. او کودکی بسیار گوشه گیر و کم حرف بود.

*خانواده بغدادی، با وجود پیشینه مذهبی تمایل بسیاری به حزب بعث داشت. حزب بعثی که اصول سکولار و زمینه‌های سوسیالیستی برای رسیدن به «امت واحد عربی»، بنیان اصلی آن را تشکیل می‌داد.

*دو تن از عمو‌های ابوبکر بغدادی در سازمان امنیت رژیم صدام مشغول به‌کار بودند. یکی از برادرانش نیز افسر ارتش بود و برادر دیگر وی در جنگ علیه ایران کشته ‌شده ‌بود.

*خانواده بغدادی در جهت‌بندی‌ها و طرفداری‌های سیاسی بسیار متغیر و بی‌ثبات بودند. اصلی مهم که برای بقا در حکومت تحت حاکمیت صدام ضروری بود. آنها نه تنها از وابستگان به حزب بعث بودند که پایبندی‌شان به اعتقادات سلفی از خصوصیات بارز این خانواده به‌شمار می‌آمد. سلفی‌گری که بنیادهایش در عراق از عربستان سعودی نشأت می‌گیرد، در موصل قرن 18 پایه‌ریزی شد تا جایی که در قرن بیست پیروان سلفی در سراسر عراق گسترده شدند.

*بغدادی وارد شغل معلمی قرآن شد، شغلی که شانس بزرگی برای ابوبکر بود که نمی‌توانست وارد رشته حقوق در دانشگاه بغداد شود. وی به دلیل نمرات پایین مخصوصاً در درس انگلیسی، تنها توانست رشته علوم قرآنی را برای تحصیلات آکادمیک برگزیند.

*او سال 1999 در همان رشته به تحصیل دکتری در همان دانشگاه پرداخت.

* در همان سالیان تحصیل به اصرار عمویش اسماعیل بدری به «جماعت اخوان المسلمین» پیوست.

* در بین اخوان‌المسلمین عراق سلفی‌ها نیز عضویت داشتند، بغدادی نیزسریعاً جذب آنان شد.

*در سال 2000 بغدادی خود را آماده برای جنگ‌های ایدئولوژیک می‌دید. وی تحت تأثیر همقطارهایش هر روز به عقاید تند سلفی بیشتر نزدیک شده و از اخوان المسلمین که آنان را بی‌خاصیت می‌شمرد فاصله گرفت.

*آنچه از شخصیت ابوبکر بغدادی بین سال‌های 2000 تا 2004 می‌دانیم، محدود است. وی دو همسر و شش فرزند دارد، همسر اولش اسماء دختر دایی اوست. منزل سابق او در منطقه حاج زیدان در محله متوسط نشین طوبجی بغداد، در فاصله کمی از مسجد قرار داشت. او در تیم فوتبال محل معروف بود. به گفته دوستانش هنگام بازی فوتبال، در صورت گل نزدن بسیار عصبانی می‌شد. زمان دیگر برای عصبی شدن بغدادی زمانی بود که رفتارهایی به ظن خودش غیر اسلامی می‌دید. با مراسم رقص و پایکوپی که در محله برگزار می‌شد با عصبیتی، وصف ناشدنی برخورد داشت

*زمانی که زرقاوی در حمله هوایی امریکا کشته‌ شد، یکی از همفکران مصری او به نام ابو ایوب مصری جانشینش شد. او تأسیس داعش را در ماه اکتبر اعلام داشت، مصری با وجود این که اداره امور اصلی را عهده‌دار بود، وزیر جنگ تعیین شد. به صورتی ظاهری اعضای داعش تازه تأسیس خود را وارثان اسامه بن لادن نامیده تا بتوانند حمایت همه گروه‌های شبیه به خود را به‌دست آورند.

* سابقه بغدادی او را به ریاست امور ایدئولوژیک داعش رساند، منصبی که قلب یک گروه تروریست به شمار می‌آید. جایگاهی که دستور همه حکم‌ها، از گردن زدن و سنگسار و... از آن صادر می‌شود.

* بغدادی در سال 2007 برای پایان رساله دکترایش در رشته به اصطلاح علوم قرانی به بغداد بازگشت و در همان زمان به برقراری ارتباطات سیاسی مشغول شد. تحصیلات دانشگاهی بغدادی توجه ابو ایوب را جلب کرده و او را در امور و مسائل گسترده‌تری مشارکت داد. وی همچنین بغدادی را به عضویت مجلس شورای 11 نفره داعش درآورد. با عضویت بغدادی در مجلس، عراقی‌های داعش نیز حول او جمع شدند. مانند روزهای اسارت در بوکا بغدادی در زمان کوتاهی توانست اعتماد ابی عمر از دیگر سران این گروه را جلب و در تصمیمات عالی داعش وارد شود.

مشروح گزارش http://goo.gl/Di2Sss

https://telegram.me/joinchat/AmaYYzwES4ZdwTacj_EGWg